تبليغاتX
آرزوهاي سپيد
آرزوهاي سپيد
آرشیوی از نوشته های مورد علاقه ام
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
!!! ...  
خیلی خسته ام و دلگیر....دلگیر از آدمهایی که به خودشون اجازه میدن هرطوری میخوان بهت فکر و ایده شون رو القا کنن و وقتی تو میگی نه، باهات جوری برخورد میکنن که نگران میشی و از خودت فراری....چرا ما آدما داریم اینجوری میشیم، به جای اینکه مرهمی برای دردا و زخمای هم باشیم، مخل آرامش هم شدیم .....بهرحال ازشون دلگیرم که خودشون را بالاتر از من دیدن و یه جورایی بهم توهین کردن و جالب اینجاست که اهل مطالعه ،علم، فرهنگ و...هستند البته به نوعی ادعاشو دارن ....اما بازم مثل همیشه میسپارمشون دست عدالت خدای بزرگ و مهربونی که عادلترینه و دوست داشتنی ترین همراه...خداجون به امید تو ام و خیلی دوستت دارم خودت کمکم و کمکمون کن
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
به ياد حسين پناهي1 ...  

* *

*اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند*

*دیگر گوسفند نمی درند*

*به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*

* *

*❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

* *

*مي داني ... !؟ به رويت نياوردم ... ! *

* از همان زماني كه جاي " تو " به " من " گفتي : " شما " *

*فهميدم *

*پاي " او " در ميان است ...*

* *

 
... ادامه مطلب
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
حقايقي به زبان ديگر ...  

·         - سلامتیه پـــــت و مــــت ،چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون!

·         - همون جور که نمره دلیل بر هوش نیست… سن و مدرك هم دلیل بر فهم و شعور نیست !!!

·         - از من به شما نصیحت:  کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه ، بیشتر از همه تنهاست
اون رو تنها نذارید چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره

·         - باید تو چشم اونایی که واسشون کاری میکنی اما تشکر نمیکنن زل بزنی بگی : وظیفم نبود، لطف کردم !!

·         - دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین،گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه؟!

·         - بعضی وقتا شنیدن یه
بگو ببینم چه مرگته  از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
عزیزم چی شدهبیشتر میچسبه….!

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391
آروم فرهاد جان! ...  
رفته بودم فروشگاه ..
یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی گريه می كرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد،
جلوی قفسه ی خوراكی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد ..
پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان،
دَم صندوق پسره چرخ دستی رو كشید چنتا از جنسا افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم!
من كف بُر شده بودم. بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی كارت درسته این همه اذیتت كرد فقط بهش
گفتی فرهاد آروم باش!

پیرمرده منو نگاه كرد و گفت:

فرهاد اسم مَنه! اون فلان فلان شده اسمش سیامكه!

P.S: اين جمله بدرد خيلي وقتاي ما هم مي خوره مثلا محل كارت بعضي چيزا رو كه مي بيني بايد به خودت بگي" الهام جان آروم"

دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391
خاطرات ...  
گاهي دلت ميخواد بعضي آدمها رو از توي خاطرات بيرون بكشي و اونقدر محكم اونها رو بغل كني و سخت نگهشون داري كه نتونن ازت دور بشن و به خاطراتت بپيوندن و اين چه حس غريبي است.

شايد روزي برسه كه دلت براي خاطراتت هم تنگ بشه .....ولي نتوني حتي خاطراتت رو هم مرور كني و اين سخت تر از اولي است............... براي خودم، همه آنها كه روزي دوستشان داشتم و همه آنهايي كه امروز دوستشان دارم آرزو مي كنم" كه خاطره ساز و يادآور خوبي ها باشيم و روزي نياد، كه ديگريي بخواد ما را از خاطراتش بيرون كند"

جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391
شل سیلور استاین1 ...  
در گريز از تنهايی و جدا افتادگی به دوست داشتن پناه مي بری
و آن گاه كه دوست داشتن... را يافتی آن را با هراسِ از كف دادنش، از هراس تنهايي و جدا افتادگی رنج آورش مي كني
و سرانجام نيز از دست مي دهي اش.
احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن،‌ تنها مي مانی
و گاه ته دلت حتی می ترسی كه قطعه گم شده ات را پيدا كنی
كه مبادا دوباره گمش كنی.
تو از تنها ماندن مي ترسی و از همين رو تنها می مانی ... !!


شل سیلور استاین

پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
شــــازده کوچــــــــولو 1 ...  
شــــازده کوچــــــــولو می گفت :
گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود...
امــّـــــا...
ماندنـــی بود .
این بودنش بود که او را تبدیل به گـُــل من کرده...